می خواستم بگم که من دیروز بالاخره اولین قدم رو به صورت جدی برداشتم و رفتم دکتر واسه چکاپ.خیلی از دکترش خوشم اومد با اینکه خانم بود ولی خیلی با حوصله بودو مهربون. حدود نیم ساعتی تو مطبش بودم و با اینکه اون بیرون خیلی شلوغ بود اصلا عجله نداشت که مریض بعدی بره تو
!
این دکتر رو خواهر جونم بهم معرفی کرد، که فکر کنم مثبت ترین کار عمرش رو کرد. بخش زنان رو که میگذرونده استادش بوده. به هر حال واسه چکاپ و ... چون استاد دانشگاهه و علمش به روزه خیلی خوبه ولی واسه جراحی شاید بهتر باشه آدم بره پیش یه آقای دکتر اما فقط شاید
! واسه اونشم حالا وقت زیاده واسه تصمیم گیری.
خلاصه جونم واستون بگه که همونجا یه سونو کردو گفت مشکل خاصی نیست و یه سری آزمایش نوشت که حدود یه هفته دیگه باید برم بدم و یه سونوی دیگه که حدود ۲۰ روز دیگه که ایشالا همه چی رو به راه باشه، چون من خیلی تحمل انتظار ندارم
.
دیگه اینکه من امروز امتحان زبانم رو دادم و با ۸۵ قبول شدم و به سلامتی رفتم اینتر ۲
.
علیرضای عزیزم هم الان که من دارم این پستو مینویسم سر امتحانه. با اینکه مطمئنم قبول میشه ولی بازم براش دعا میکنم
.
نجواها: فرشته آسمونی زندگی ما، میخواستم بهت بگم تا اون بالایی هنوز آسمونی هستیو به خدا نزدیک این پایین که بیای میشی زمینی و یواش یواش که بزرگ میشی مث همه زمینی های دیگه اسیر خاک میشی، پس تا اونجایی از فرصت استفاده کنو واسه ما خیلی دعا کن، دعا کن که خدای پاک و مهربون این توانایی رو بهمون بده که سعی کنیم امانتشو رو زمین هم یه فرشته نگهداریم. یه فرشته زمینی
!
