تبليغاتX
نجواهای من با نی نی نازم - انگشتمو سبز کردمو بالا نگهداشتم:

نجواهای من با نی نی نازم

خاطرات خانواده’ ما

سلام به دوستای خوب خودمو فرشته آسمونیم

راستش امروز هیچ حرفی واسه گفتن به هیچکس ندارم، امروز فقط میخوام با گنجشککم نجوا کنم.

 

نجواها:نمیشه گفت که قطعا وجود نداری، ولی از امروز صبح یه علامتایی داشتم که میتونه دلیل ناز کردن تو باشه. مامی جون مگه تو نمیدونی من چه قدر منتظرم که انقده ناز میکنی کنجشکک من. کلی واسه خودم برنامه ریزی کرده بودم که شنبه برم دکتر واسم آزمایش بنویسه و یکشنبه هم قبل از کلاس زبان برم آزمایش بدم. این چه حسی بود که توی این دو هفته انقده مطمئن بهم میگفت تو هستی؟ نکنه بودی و چون دیشب عمه جونت اعصابمو خورد کرد تصمیم گرفتی که قهر کنی و بری؟ عزیز دلم من همچنان منتظرتم، انگشتمو سبز کردم و بالا نگهداشتم تا تو گنجشکک من درختی رو که باید روش لونه کنی زودتر و راحت تر پیدا کنی.

پ.ن.۱:دوستای خوبم حتما تو روزای آینده می آم و بهتون خبر میدم که نتیجه علامتای امروز صبحم چی شد.

پ.ن.۲:از همه دوستایی که بهم سر میزنن و  کامنت میذارن ممنونم، من هنوز دنبال کتاب روانشناسی جنین هستم، شیوا جونم گفته شاید بتونه برام پیدا کنه ولی اگه کس دیگه ای هم داشت خبرم کنه ممنون میشم.

پ.ن ۳: تبریک به بلفی عزیزم، بابت آغاز راهی نو و مامان شدنش.اینم سه شاخه گل واسه جمع سه نفریشون.

پ ن.۴:نی نی فرزانه جونم، یه دوست گلم که از سوم راهنمایی باهم دوستیم، سه شنبه ۱۱ دی به دنیا اومد، اسمشم راستینه، تبریک.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 11:45  توسط مریم گلی  |