تبليغاتX
نجواهای من با نی نی نازم - حسنی به مکتب نمی رفت!

نجواهای من با نی نی نازم

خاطرات خانواده’ ما

سلام به دوستای گل خودم و فرشته آسمونیم

خوب بعرضم به خدمتتون که علائم کما فی السابق وجود دارن و زیاد هم نشدن و من هنوز انگشتمو بالا نگه داشتم و منتظر گنجشککم هستم.

جونم واستون بگه من تا اسفند پارسال تو یه شرکتی کار میکردم که به دلایلی که یکیش زیاد شدن پروژه های توی خونمون بود تصمیم گرفتم بیام بیرون و تو خونه کار کنم. تا شهریور تو خونه سرم خیلی شلوغ بود  و حسابی کار داشتم، خدا وکیلی پولشم خیلی خوب بود. از اون به بعد کارا تک و توک شد و مریم گلی حوصلش سر میرفت و همسری هم چون کاراش خیلی زیاد بود شبا دیر میومد خونه و وقتی هم میومد میخواست بدرسه آخه امسال کنکور فوق شرکت کرده تازه کجاشو دیدین جمعه ها هم میرفت کلاس کنکور. حالا تو رو خدا قیافه منو تصور کنید

خلاصه هرشب از ما غر که چه غلطی کردم استعفا دادم و این حرفا و التماس به همسری که تو رو خدا بسپر واسم یه کاری پیدا شه من دارم خل میشم از تنهایی. اونم میگفت بابا من نمیتونم تو رو به یه جای جدید معرفی کنم بعد سرکار علیه حامله بشی چی به من میگن مردم؟

دیروز تولد یکی از همکارای قدیمم بود که چون به جمعه خورده بود قرار بود امروز تو شرکت بجشنه منم براش کادو یه کتاب "من او - رضا امیرخانی" خریدم و رفتم تولدش.

رئیس شرکت۴-۳ ماهی میشه که عوض شده. همین که داشتم با بچه ها حال و احوال میکردم از اتاقش اومد بیرون یکی منو بهش معرفی کرد که خانم مهندس فلانی از همکارای قدیممون تو شرکت هستن و...

مدیر جدیدگفت که که قبلا خیلی ذکر خیرمو شنیده و ازم دعوت کرد قبل از رفتن بهش یه سر بزنم و سر زدن همانا و راضی کردن ما همان و از فردا سر کار رفتن مریم گلی هم همان.

حالا فکر کن با این عزم جزم ما واسه بچه دار شدن؟! شب رفتم یه مانتو  گل و گشاد خریدم که از اول اونو بپوشم که اگه به زودی انشا اله با خبرای خوب اومدم یه دفه ای تو شرکت تغییر لباس ندم که مشکوک بشم.

پ.ن.۱ : خیلی نگرانم دوستای خوبم بهم بگید به نظرتون ۸ ساعت کار نی نی رو اذیت نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن.۲ : من هنوز هیچ روانشناسی جنینی به دستم نرسیده!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نجواها: الهی مامی قربونت بره که هنوز نمیدونه اومدی یا نه ولی نگرانته که ۸ ساعت کار اذیتت نکنه!قربونت برم نترسی ها من وبلاگ خیلی از دوستای آیندتو خوندم که همشون مامی هاشون سر کار میرفتن و هیچ اتفاق بدی واسشون نیفتاده تو نگران نباش عزیزکم تو قدم رنجه کن من خودم هواتو دارم تازه خاله ها هم که هر روز میان و به ما سر میزنن و واسمون کامنت میذارن راهنماییمون میکنن چطور از خودم و شما عشقم مراقبت کنم. تازه میدونی اگه مامی بره سر کار و کار مهندسی کنه واسه آینده شما هم بهتره آخه شما قراره عمران یا معماری بخونی میتونی بعدا مدعی بشی کار آموزی رو گذروندی اونم ۹ ماه به جای ۳ ماه تو دل مامی مریم گلیت.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 22:11  توسط مریم گلی  |