سلام به دوستای خوب خودم و فرشته آسمونیم
بعرضم خدمتتون که روانشناسی جنین به دستم رسید. شیوای عزیزم
برام پیدا کرد و کپی کرد و فرستاد.
خیلی زحمت کشید و منو مدیون خودش کرد.![]()
![]()
همونطور که بهتون گفته بودم باید از خانم زهره زاهدی کسب اجازه میکردم که اسکن کنم و برای متقاضیان بفرستم. ایشون اختیارو به خودم دادن ولی گفتن که انتشارات جیحون اعلام کرده که کتاب داره تجدید چاپ میشه و شروع سال جدید بیرون میاد. یکی از دوستان وبلاگی هم تذکر دادن که این حق علاوه بر خانم زاهدی مال انتشارات هم هست و توی خیلی از کشور ها این کار جررررررررررررررررمه
منم حسسسسسسسسسسسسسساس باور کنین راست میگم من اگه یه فیلمی روی پرده سینما ها باشه و یا تازه برش داشته باشن امکان نداره سی دی اش رو نگاه کنم. میگم دزدی که فقط از دیوار مردم بالا رفتن نیست که!!!!!!!!! حالا فکر کنین یه مادری که انقده به فکر نی نی هستش و همش هوار تا کتاب براش خونده که دلش نمیخواد مجرم بشه. واسه نی نی هم بدآموزی داره![]()
حالا با اجازتون بعد از مکاتبه و کسب اجازه از انتشارات جیحون نتیجه رو اعلام میکنم.
حالا جریان کتاب: شیوای عزیزم پنج شنبه گذشته برام کامنت گذاشته بود که کتابو با پست سفارشی فرستاده و احتمالن شنبه میرسه دستم. منم ذوق مرررررررررگ شنبه صبح به یکی از منشی هامون که یه کم دیر میگیره سپردم که یه بسته از لاهیجان واسه من میاد بازش نکنید و به خودم بدید شخخخخخصیه!*
بعد حدود ساعت ۱۰ صبح یه دفه با خودم گفتم اگه یه منشی دیگه بسته رو تحویل بگیره چی؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی از منشی ها دوست صمیمی منه که از قصد بارداریم هم خبر داره رفتم بهش هشدار بدم که بسته شخصیه، که سر جاش نبود و منم بالکل یادم رفت.خلاصصصصصصصصصه جونم واستون بگه که مشغول کااااااااار بودم اساسی، که یه دفه دیدم یکی از همکارام که لاهیجانیه و حسم میگه که خیلی حس خوبی به من نداره (بعد از استعفای پارسال من استخدام شده) با یه پاکت بزرگ باز شده اومد تو اتاق من که این چیه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم این بسته شخصی بوده نباید باز میشده من به منشی سپرده بودم، واسه چی بازش کردین؟؟
حالا توشم نگاه کردین یه نه؟ و خلاصه چون دستپاچه شده بودم این عکس العمل ناجور رو نشون دادم و اون که قطعا و ۱۰۰٪ داخل پاکت رو دیده بود انکار کرد ولی از خندش معلوم بود که فکر کرده من حامله ام
خواهرا (و شاید برادرا) داشته باشین آش نخورده و دهن سوخته رو![]()
رفتم سراغ دوست منشیم دعوا، که مگه تو اسم گنده خرسکی منو که دو جا نوشته بود ندیدی که پاکتو باز کردی و دادی به مهندس ... اونم گفت:(تو رو خدا دلیلو داشته باشین) چون از لاهیجان اومده بود و ... هم لاهیجانیه گفتم حتما واسه اونه دیگه! حالا بهش میگم ... تو که میدونی مشکوک شدن من به این مسئله بارداری ممکنه دردسرساز بشه و اگه بهم شک کنن ممکنه باهام قرارداد نبندن مردم بیکار نیستن که کارمند استخدام کنن بعد از چند وقت یارو ول کنه بره مرخصی اونم ۶ ماه! اونوقت ممکنه تو دوست عزیزتو از دست بدی و تو فراغش دقققققققققق کنی
میگه: نترس حاملگی جلو میره که عقب نمیاد! خودمونیم بدم نمیگه ها پس بهتره فعلا تا یه مدتی جلو نره
(به پاراگراف بعدی توجه کنید)
حالا خبرای نی نی: این ماه هم فرشته آسمونی ما افتخار نداد
البته صادقانه بگم که من خیلی ناراحت نشدم گرچه نگران شدم از اینکه خدای نکرده مشکلی وجود داشته باشه. اما ناراحت نشدم چون تصمیم گرفتم تا چند ماه دیگه بیخیال بشم تا اول سال قرارداد یک ساله ام رو ببندم بعدش خدا بزرگه و از اونجایی که یکی که خیلی باهام خوب نیست شک کرده (همون جریان تعریف شده در فوق) بهتره حتی یه مقدار هم لاغر کنم که بی خیال ما شه!![]()
* تو شرکت ما رسمه هر بسته ای از هرجایی واسه هر کسی بیاد باز میشه بعد بهش داده میشه تازه گاهی هم منشی ها گیج بازی در میارن و میبرن پیش مدیر عامل روش دستو ر میده که مثلا به ... ارجاع شود.
نجواها: فرشته آسمونی من تو این چند وقتی که قراره من برای اومدن تو تلاشی نکنم فکر نکنی به فکرت نیستم مامان جان! چند تا کتاب هست که گذاشتم بخونم و یا دوباره خونی کنم تا بیشتر برای اومدنت آماده بشم قربونت برم تو اولین هدیه ات رو همون طور که تو پستای قبلی واست نوشتم از خانم زهره زاهدی گرفتی یه کتاب بود به نام "چگونه از فرزند خود یک نابغه بسازیم" این خانم نویسنده ومترجم بزرگیه و این کتابم ترجمه خودشونه و دومیشو از خاله شیوا یه کتاب دیگه به نام "روانشناسی جنین" خاله شیوا هم یه روز نویسنده بزرگی میشه و اولین کتابش همین روزا بیرون میاد آدرس وبلاگش تو لینکای وبت هست مامی جون، مامی میخواد همه کتابایی که خاله شیوا مینویسه رو واست بخره عزیزم
یعنی میشه تو هم یه روز مث خاله شیوا انقده قشنگ بنویسی؟![]()
